عوارض عدم درمان به موقع سکته مغزی به دلیل اینکه زمان در سکته مغزی از اهمیت زیادی برخوردار است، می تواند بسیار جدی باشد. سکته مغزی، یک اورژانس پزشکی است که زمانی رخ می دهد که خون رسانی به بخشی از مغز قطع یا کاهش می یابد و از دریافت اکسیژن و مواد مغذی مورد نیاز بافت مغز جلوگیری می کند. درمان به موقع برای به حداقل رساندن آسیب ناشی از سکته مغزی بسیار مهم است. عدم درمان به موقع سکته مغزی می تواند منجر به عواقب شدید و بالقوه غیرقابل برگشت شود. 


بیشتر بخوانید : اقدامات اورژانسی هنگام سکته مغزی


عوارض عدم درمان به موقع سکته مغزی

عوارض فوری

مرگ سلول های مغزی
مغز برای عملکرد به یک منبع دائمی اکسیژن و گلوکز نیاز دارد. هنگامی که سکته مغزی رخ می دهد، جریان خون به مغز مختل می شود که منجر به ایسکمی (کمبود خون) و هیپوکسی (کمبود اکسیژن) می شود. نورون ها، سلول های اولیه مغز، به کمبود اکسیژن بسیار حساس هستند. بدون مداخله به موقع، این سلول ها در عرض چند دقیقه شروع به مردن می کنند. این فرآیند که به عنوان انفارکتوس شناخته می شود، منجر به آسیب دائمی به بافت مغز می شود.

زوال سریع عصبی
ناحیه ای از مغز که تحت تأثیر سکته مغزی قرار گرفته است، نقایص عصبی تجربه شده توسط بیمار را تعیین می کند. علائم فوری شایع عبارتند از ضعف یا بی حسی ناگهانی در صورت، بازو یا پا (به ویژه در یک طرف بدن)، گیجی، مشکل در صحبت کردن یا درک گفتار، مشکل در دید در یک یا هر دو چشم، مشکل در راه رفتن، سرگیجه و از دست دادن تعادل یا هماهنگی بدون درمان سریع، این علائم می تواند به سرعت بدتر شود و منجر به اختلال قابل توجه و اغلب دائمی شود.

عوارض کوتاه مدت

افزایش مرگ و میر
خطر مرگ در بیمارانی که درمان به موقع سکته مغزی را دریافت نمی کنند به طور قابل توجهی بیشتر است. سکته های ایسکمیک که حدود 87 درصد از سکته های مغزی را تشکیل می دهند، گاهی اوقات می توانند با عوامل ترومبولیتیک مانند فعال کننده پلاسمینوژن بافتی (tPA) اگر در یک بازه زمانی خاص (معمولاً 3 تا 4.5 ساعت از شروع علائم) تجویز شوند، درمان شوند. سکته های هموراژیک، ناشی از خونریزی در مغز، ممکن است نیاز به مداخله جراحی داشته باشد. تأخیر در درمان اثربخشی این مداخلات را کاهش می دهد و در نتیجه احتمال پیامدهای کشنده را افزایش می دهد.

ناتوانی اولیه بیشتر
حتی اگر سکته مغزی منجر به مرگ فوری نشود، میزان آسیب مغزی می تواند عمیق باشد. بیمارانی که درمان به موقع دریافت نمی کنند اغلب ناتوانی اولیه بیشتری را تجربه می کنند. این می تواند به صورت نقص حرکتی شدیدتر (مانند فلج)، نقص حسی (مثلاً از دست دادن حس)، مشکلات گفتاری و زبانی (آفازی)، اختلالات شناختی و اختلالات عاطفی ظاهر شود. این کمبودها می تواند به شدت بر توانایی بیمار برای انجام فعالیت های روزانه و کیفیت کلی زندگی آنها تأثیر بگذارد.


بیشتر بخوانید : طول عمر بعد از سکته مغزی


عوارض طولانی مدت عدم درمان به موقع سکته مغزی

ناتوانی مزمن
یکی از مهم ترین عوارض طولانی مدت عدم درمان به موقع سکته مغزی، ناتوانی مزمن است. بسته به محل و میزان آسیب مغزی، بیماران ممکن است طیف وسیعی از ناتوانی‌ها را تجربه کنند، از جمله:

اختلالات حرکتی: ضعف یا فلج دائمی، اغلب در یک طرف بدن (همی پارزی یا همی پلژی).
مشکلات گفتار و زبان: مشکلات مداوم در گفتار، درک، خواندن و نوشتن (آفازی یا دیزآرتری).
نقایص شناختی: مشکلات حافظه، توجه، عملکرد اجرایی و سایر فرآیندهای شناختی.
تغییرات عاطفی و رفتاری: افزایش خطر افسردگی، اضطراب و تغییرات شخصیتی.
اختلالات بینایی: مشکلات بینایی دائمی، از جمله نابینایی جزئی یا کامل در یک چشم یا از دست دادن بینایی محیطی.

کاهش کیفیت زندگی
ناتوانی مزمن به طور قابل توجهی کیفیت زندگی بازماندگان سکته را کاهش می دهد. بسیاری از افراد ممکن است به خدمات توانبخشی و حمایتی طولانی مدت از جمله فیزیوتراپی، کاردرمانی، گفتار درمانی و مشاوره روانشناسی نیاز داشته باشند. هدف این درمان ها کمک به بیماران برای بازیابی هر چه بیشتر عملکرد است، اما بهبودی کامل اغلب دست نیافتنی است. در نتیجه، بسیاری از بازماندگان سکته مغزی در انجام وظایف روزمره، حفظ شغل و شرکت در فعالیت های اجتماعی و تفریحی با چالش هایی مواجه می شوند.

افزایش وابستگی
شدت ناتوانی‌ها پس از سکته مغزی اغلب منجر به افزایش وابستگی به مراقبان، چه اعضای خانواده و چه مراقبان حرفه‌ای می‌شود. این وابستگی می تواند بار عاطفی و مالی قابل توجهی برای بازماندگان سکته مغزی و عزیزان آنها باشد. مراقبین ممکن است نیاز به کمک در مورد فعالیت های زندگی روزمره (ADLs) مانند حمام کردن، لباس پوشیدن، غذا خوردن و تحرک داشته باشند. در موارد شدید، بازماندگان سکته ممکن است نیاز به قرار دادن در مراکز مراقبت طولانی مدت یا خانه های سالمندان داشته باشند که می تواند هزینه بر باشد و روابط خانوادگی را تحت فشار قرار دهد.

عوارض عدم درمان به موقع سکته مغزی

ارگو تراپیست رضا مقتدایی

فیزیوتراپی سکته مغزی در منزل

فیزیوتراپی نقش مهمی در روند توانبخشی افرادی دارد که دچار سکته مغزی شده اند. هدف فیزیوتراپی این است که به بیماران پس از سکته مغزی کمک کند تا حد ممکن عملکرد و استقلال خود را بازیابند.


بیشتر بخوانید : تمرینات فیزیوتراپی سکته مغزی


اهداف فیزیوتراپی سکته مغزی

بازگرداندن حرکت و قدرت: کمک به بیماران برای بازیابی قدرت و هماهنگی در اندام های آسیب دیده.
بهبود تحرک: کمک به راه رفتن و تعادل برای کاهش خطر سقوط.
تقویت عملکرد روزانه: تمرکز بر فعالیت های زندگی روزمره برای ارتقای استقلال.
پیشگیری از عوارض: پیشگیری از عوارض ثانویه مانند زخم های فشاری، انقباضات و ترومبوز ورید عمقی.

تکنیک ها و رویکردهای فیزیوتراپی سکته مغزی در منزل

آموزش وظیفه‌محور: درگیر کردن بیماران در تمرینات مکرر وظایف عملکردی، مانند گرفتن اجسام با دست، برای بهبود مهارت‌های حرکتی خاص.
درمان حرکتی ناشی از محدودیت (CIMT): تشویق به استفاده از اندام آسیب‌دیده با محدود کردن استفاده از اندام آسیب‌دیده.
تحریک الکتریکی: استفاده از جریان های الکتریکی برای تحریک انقباضات عضلانی در عضلات ضعیف شده.
تمرینات قدرتی: استفاده از وزنه، نوارهای مقاومتی یا تمرینات با وزن بدن برای بهبود قدرت عضلانی.
تمرینات تعادل و هماهنگی: فعالیت هایی که برای بهبود پایداری و جلوگیری از سقوط طراحی شده اند، مانند ایستادن روی یک پا یا استفاده از تخته تعادل.
آموزش راه رفتن: کمک به بیماران برای یادگیری مجدد نحوه راه رفتن، که ممکن است شامل آموزش تردمیل یا استفاده از وسایل کمکی راه رفتن باشد.

مداخله فیزیوتراپی اولیه بسیار مهم است. شروع توانبخشی در اسرع وقت پس از سکته مغزی می تواند به طور قابل توجهی نتایج را با استفاده از نوروپلاستیسیتی مغز – توانایی آن برای سازماندهی مجدد و ایجاد ارتباطات جدید – بهبود بخشد.

بهبودی سکته مغزی می‌تواند یک فرآیند طولانی باشد و برخی از افراد ممکن است سال‌ها پس از رویداد اولیه به بهبود خود ادامه دهند. فیزیوتراپی سکته مغزی در منزل ممکن است شامل ارزیابی مجدد دوره ای و اصلاح برنامه توانبخشی برای اطمینان از پیشرفت مداوم باشد.

نویسنده

تاریخ انتشار

keyboard_arrow_up